بایگانی برچسب: s

خبر و تصاویر جدید از بازی The Wonderful 101 – شگفت انگیزان ۱۰۱

the-wonderful-101-0000

بازی The Wonderful 101 حدودا در ماه آینده یعنی آگوست ۲۰۱۳ منشتر خواهد شد.
عنوان The Wonderful 101 اسم گروهی از مردم شهروند است که قصد محافظت از جهان را در مقابل بیگانگان دارند. بازیکن کنترل این ۱۰۱ نفر را به دست می گیرد، از قدرت این گروه استفاده می کند. بازیکن می تواند محیط های بازی را دستکاری کند و از آنها در مبارزات استفاده کند.

این بازی تقریبا المان هایی از سبک های مختلف: هک & اسلش، اکشن، بازی ها چند نفره و نقش آفرینی در خود جای داده و ترکیب بسیار بی نظیر و جذابی را ایجاد کرده است.در ادامه می توانید عکس هایی را از محیط بازی مشاهده بفرمایید.

the-wonderful-101-0014-620x350

the-wonderful-101-0016-620x350

the-wonderful-101-0018-620x350

the-wonderful-101-0012-620x350

the-wonderful-101-0011-620x350

 

the-wonderful-101-0001-620x350

the-wonderful-101-0002-620x350

the-wonderful-101-0007-620x350

the-wonderful-101-0010-620x350

 

بررسی بازی Sniper 2

محبوبیت این کلمه به ظاهر ساده به قدری زیاد است که همه ساله تمامی عناوین اول شخص شوتر بزرگ سعی می کنند تا حداقل یکی از مراحل خود را به این بخش اختصاص دهند. لذت این تجربه به قدری بالاست که در دو سال پیش عنوانی با نام Sniper: Ghost Warrior عرضه شد که تمام توجه خود را بر روی یک تجربه تک تیرانداز قرار داده بود. عنوانی که هر چند معایب بسیار فراوانی داشت اما توانست ۲ میلیون نسخه بفروشد. این موفقیت ها باعث سرآغازی برای ساخت قسمت دوم شد. اما این بار City Interactive آمده تا با جبران اشتباهات گذشته جدا از فروش بالا ، خاطره ای خوب از لحاظ نمرات هم به جای بگذارد.

با وعده یک داستان حماسه ای و به نگارش در آمده توسط برترین نویسندگان Sniper Ghost warrior 2 آمده تا در این بخش یک روایت سینمایی و جذاب را ارایه دهد. البته این وعده هست که استدیوی City Interactive داشته و برای عنوانی که قسمت اول یکی از بدترین داستان سرایی  را داشته امری جسورانه به نظر می رسد.

در سال ١٩٩٣ و پس از سرنگونی دولت دموتراتیک Isla Trueno جنگی بین بوسنی و صربستان اتفاق می افتد. در این بین هم شخصیت اصلی بازی که مشاور امنیتی و خصوصی کاپیتان کول اندرسون از جناح بوسنی می باشد ، برای کمک به همرزمان خود و سرکوب کردن اقدامات دشمن که صرب ها خواهند بود، ماموریت های مختلف خود را به مانند یک روح در سراسر جهان از جمله جنگ های شهری در سارایوو تا جنگل های استوایی در برمه و کوه های تبت برای دستیابی به اهداف خود آغاز خواهد کرد. در این بین شخصیت اصلی برای موفقیت در ماموریت های خود سختی هایی از جمله شکنجه ، سرمایی فراتر از حد تصور و تشنگی و گشنگی را به جان خواهد خرید .ماموریت هایی که فقط یک تک تیرانداز قادر به تحمل آن می باشد.

به هر حال این تنها گفته هایسست که City Interactive از هسته اصلی داستان بازی در این نسخه اعلام کرده است و با توجه به درس گرفتن از اشتباهات گذشته به نظر می رسد که در این نسخه با داستان بهتر و همچنین روایت بهتری روبرو خواهیم شد.

گیم پلی S:GW 2 از هر جهت که به آن نگاه می کنیم یک پیشرفت قابل توجه به حساب می آید. به مانند گذشته هنوز هم اسلحه اسنایپر دوست و یار همیشگی بازیباز می باشد. هر چیزی که در بازی با آن سر و کار خواهیدداشت بر پایه اصول و دنیای واقعی طراحی شده است.سرعت باد و جهت آن ، سرعت ضربان قلب ، میزات تغییر پذیری گلوله در زمان شلیک و همچنین فاصله هدف جزو مواردیست که برای یک شلیک موفق و شعار اصلی بازی (( یک شلیک ، یک کشته)) رعایت آن ها امری ضروری می باشد. کافیست تا به یکی از این موارد توجه نشود و تیر به خطا برود تا دشمنان مانند مور و ملخ بر سر بازیباز بریزند. تیم سازنده در زمینه تنوع اسلحه هیچ گونه کمبودی برای بازیباز نگذاشته است. داشتن یک زرادخانه کامل از سخت افزار های نظامی مدرن ، اسلحه ، موادمنفجره و پیشرفته ترین ابزار های تاکتیکی شما را به عنوان یک شکارچی کاملا مجهز شده در پیشبرد ماموریت ها قرار خواهد داد. نحوه پیش برد ماموریت ها نیز در نوع خود بسیار تحسین برانگیز کار شده است . به عنوان مثال برای ترور یک هدف بازیباز می تواند با گذاشتن یک بمب C4 در ساختمان آن جا را با خاک یکسان کرده و بدون هیچ گونه دردسری کار را به اتمام برساند. اگر باز هم بازیباز به این موارد هم راضی  نشد گرفتن یک اسلحه M4 در دست و زدن به قلب دشمنان به مانند رمبو صحنه های هیجان انگیز زیادی را به ارمغان بیاورد. البته اگر باز هم به هیچ کدام از این دو راه علاقه مند نیستید با استفاده از یک چاقو می توانید به مانند یک روح و البته با هوش بسیار و بینشی بدون هیچ گونه سر و صدایی اقدام به ترور هدف ها کنید. در بعضی مراحل هم باید به صورت همکاری و با توجه به دستورات دوستتان ماموریت ها را به اتمام برسانید. بدین صورت که همکار شما با در دست گرفتن یک دوربین محل هدف ها را شناسایی کرده و شما در نقش یک تک تیرانداز اقدام به ترور آن ها خواهید کرد.

گذشته از این موارد ، این بار بازیباز می تواند با استفاده از دوربینی که در دستان خود دارد دشمنان را به مانند اسپلینتر سل : کانوکشن مارک گذاری یا همان علامت گذاری کرده تا بتواند راحت تر به مکان آن ها دسترسی پیدا کند. البته صبر کنید هنوز باکشتن دشمنانی که در جلوی چشمان شما هستند کار تمام نشده است. در گوشه و کنار محیط های بازی و در مکان هایی که حتی به فکر بازیباز همخطور نخواهد کرد تک تیرانداز هایی دقیقا به مانند شما استتار کرده اند تا در صورت مشاهده هر گونه خطر بازیباز را از پای در آورند. از این لحظه به بعد است که بازی هوش بالایی را از شما خواهد طلبید. درخشش نور تفنگی از دور دست ها ، گشت زدن محیط با استفاده از دوربین برای پیدا کردن این تک تیرانداز ها گزینه های خوبی می باشد. البته در این بین نقشه ای هم در گوشه تصویر نمایان خواهد شد که میزان تعداد دشمنان وهمچنین فاصله با هدف را به نمایش در خواهد آورد. با استفاده از قابلیت جدید بازی که یک دوربین دید در شب وحرارتی می باشد ، توانایی دیدن دشمنان حتی از پشت دیوار هم فراهم خواهد شد که در شرایط دید محدود کمک شایانی به بازیباز خواهد کرد.

برای یک تک تیرانداز مخفی کاری کلیدی برای زنده ماندن می باشد. اگر فعلا با این پیش نمایش با ما همراه بوده اید بیشتر در مورد بخش های اکشن توضیحاتی ارایه شده است. اما این حرف ها بدان معنا نیست که سازندگان از بخش مخفی کاری غافل شده اند. با استفاده از لباس هایی که قابلیت استتار را می دهد بازیباز می تواند خود را به شکل محیط دربیاورد. نقش چاقو در مخفی کاری بسیار مهم می باشد و این بار به لطف تغییر موتور بازی می توان روش های کشتن بسیاری را بر سر دشمن نگون بخت پیاده کرد. از جمله این که می توان گلوی دشمن را برید یا اول ضربه به پهلوی وی زده و با یک حرکت سریع گردن وی را شکست. حتی در مواقعی هم پیش می آید که می توان بدون کشتن حتی یک دشمن و فقط ترور کردن هدف ماموریت ها به اتمام برسد. نکته ای که تیم سازنده در هر تریلر بازی سعی کرده تا مانور خوبی بر روی آن بدهد در مورد صحنه هایی سینمایی است که به وفور در بازی یافت خواهد شد. به عنوان مثال در صحنه ای دو تک تیرانداز به صورت همزمان با یکدیگر به سمت هم شلیک کرده و در این قسمت می توان مشاهده کرد که چگونه دو گلوله مماس با هم از کنار یکدیگر رد می شوند و دیوار را سوراخ کرده و آن تک تیراندازی که دقت بهتری داشته تیرش به هدف خواه خورد یا در بخش دیگر دشمنی با شما درگیر می شود و اینجاست که قسمت های هیجان انگیز دکمه زنی هم خودی نشان داده و با موفقیت در زدن دکمه ها شاهد یک تمام کننده فوق العاده حرفه ای بر روی دشمنان خواهیم بود. با استفاده از اسلحه تک تیرانداز بازیباز در بعضی مواقع نارنجکی که به دشمنان آویزان شده است را هدف قرار داده و با این کار باعث چند دشمن و تکه تکه شدن آن ها شود.

قسمت اول تماما در یک جنگل دنبال می شد و همین نکته بهانه خوبی بود تا بعد از مدتی بازیباز احساس خستگی و از محیط دلزده شود. تیم سازنده با آگاهی از این مشکل به بهترین نحو ممکن در قسمت دوم سعی در بهبود آن کرده استو با محیط ها و تنوع ماموریت های بی نظیری روبرو خواهیم د..  از ضخره های سنگی تبت تا جنگل های سرسبز فیلیپین یا مناظق شهری و جنگ زده سارایوو و کوه های پوشیده از برف هیمالیا که تماما به مانند واقعیت طراحی شده اند تک تیرانداز ها گذری در این مکان ها خواهند داشت و با مهارت کافی باید خود را با این محیط ها انتطباق دهند. چه در نوک کوه های پر از رف هیمالیل که سرما تا مغز استخوان می رساند و یا شلیک از طریق پنجره ی یک ساختمان در خیابان های سارایوو ، این مهارت بازیباز را می رساند تا بتواند خود را با این محیط ها سازگار کند. به مانند قسمت گشته با انتخاب هر کدام از درجات سختی که از آسان ، متوسط و سخت تشکیل می شوند در ساختار بازی هم تغییراتی ایجاد خواهد شد. در درجه سختی آسان شما نیازی به فکر و دقت ندارید چون محل اصابت گلوله به وسیله نقطه ای کوچک و قرمز رنگ نشان داده می شود. دشمنان نیز در این حالت به رنگ قرمز در می آیند تا بازی بیش از پیش برایتان آسان شود. اگر هم بازیباز بخواهد میزان تغییر پذیری باد را داشته باشد و عوامل جاذبه مثل وزن و تعادل تاثیری نداشته باشد انتخاب درجه متوسط گزینه خوبی به نظر می رسد . در درجه سختی هیچ کدام از حالت های بالا فعال نیست و خودتان باید دشمنان را پیدا و محل اصابت گلوله را محاسبه کنید و حتی توانایی حبس کردن نفس را هم نخواهید داشت.

اطلاعات چندان زیادی از بخش مولتی پلیر نیست ولی با در این حالت هر بازیکن در نقش یک تک تیرانداز قرار خواهد گرفت و با قرار گرفتن به صورت تصادفی در نقاط مختلف نقشه ها باید با دیگر تک تیراندازان به رقابت و جدال بپردازد. تمامی امکانات و وسایلی که در قسمت تک نفره با آن ها سر و کار داریم . مانند دوربین دید در شب ، مارک گذاری و همچنین اسلحه های بیشتر برای یک رقابت هیجان در بخش مولتی پلیر هم وجود خواهد داشت .در آخر هم تنها کسی که بتواند در بین این رقابت فشرده سربلند از میدان نبرد خارج شود پیروز میدان خواهد بود.

نسخه قبلی با موتور  Chrome Engine 4 ساخته شد و علی رغم نمایی زیبا از جنگل با کمی دقت به راحتی می شد عمق فاجعه را در گرافیک فهمید که طراحی زشت صورت ها که به مانند پلاستیک بودند و انیمیش شخصیت ها تنها گوشه ای از این فاجعه می باشد. اولین نکته ای که بلا فاصله در هنگام مشاهده ویدیوها جلب توجه بسیاری خواهد کرد در مورد گرافیک بازی می باشد که این بار به لطف استفاده از موتور قدرتمند CryENGINE 3 و همچنین بنا به گفته های city-interactive گرافیکی خیره کننده را ارائه خواهد داد. جزئیات محیط و همچنین غنی بودن آن در مقایسه با قسمت اول به قدری زیباست که در مقایسه با قسمت یک شوخی به نظر می رسد. محدوده دید بازیباز بسیار گسترده تر از قبل شده و نورپردازی به عنوان یکی از عوامل که تاثیر بسیاری در بهتر شدن گرافیک خواهد داشت در این نسخه نمود بهتری پیدا کرده است. نحوه شکسته شدن نور از میان شاخ و برگ های درختان کاملا طبیعی بوده و نوری که از پنجره ای ره به داخل پیدا می کند به زیبایی هر چه تمام تر نمایش داده می شود. جزییات شخصیت ها پیشرفت بسیاری را به خود دیده است اما برای عنوانی که با موتور CryENGINE 3 ساخته می شود جای کار بیشتری را خواهد طلبید. همچنین انیمیشن شخصیت ها هم در زمان برخورد تیر و اصابت چاقو کاملا از روی واقعیت طراحی شده است و این تلاش بسیار سازندگان را می رساند.

کیفیت بافت ها و آبجکت ها در این نسخه بیشترین پیشرفت را داشته است و رنگ بندی عالی محیط به خصوص در محیط های بسته نکته ایست که باید به آن توجه کرد.  تخریب پذیری بازی چندان زیاد نیست ولی تاثیر پذیری آن در سطح خوبیست. فرو ریختن یک ساختمان جلوه بسیار جالبی را دارد. این بار تیم سازنده تمامی سلاح ها را از روی مدل های واقعی طراحی کرده است تا دیگر از این حیث ایرادی نتوانبه بازی گرفت. البتهبعضا در نمایش های بازی پیش آمده که بافت ها بعضی از اشیاها به خصوص جعبه ها بعد از چند ثانیه نمایان می شود و حتی در بعضی از مواقع حتی چند ثانیه ای برای تشکیل این بافت ها طول خواهد کشید که برای بازی هایی که در این سال عرضه می شوند اصلا جالب نیست. همچنین CryENGINE 3 این اجازه را می دهد تا دشمنان بیشتری در محیط به نمایش دربیایند.

همه می دانید که هفت عجایب در دنیا وجود دارد اما هوش مصنوعی قسمت اول SNIPER به قدری عجیب و غریب بود که قرار دادن آن در بین هشتمین عجایب چندان هم بیراه نیست! دیدن بازیباز از فرسنگ ها کیلومتر دورتر و آن هم در حالی که شما استتار کرده اید و از همه بدتر تیر خوردن با چنین فاصله ای از طرف دشمنان آن هم فقط با یک کلت و یا در بعضی مواقع ندیدن شخصیت حتی از فاصله نیم متری همگی برای تبدیل شدن به عجایب کافی می باشد ! این بار دیگر خبری از این اشتباهات احمقانه نیست و هوش مصنوعی دشمنان تا جایی که امکان دارد سعی شده تا به مانند واقعیت طراحی بشود. اگر زمانی آن ها از حضور شما با خبر شوند و البته از مکان بازیباز هم خبری نداشته باشند به چند دشته تقسیم خواهند شد و تا شما را پیدا نکنند آرام نمی شوند. دیگر در مواقعی که بخواهید به صورت مخفیانه از کنار دشمنان رد شوید متوجه حضورتان نمی شوند و نکته جالب اینجاست که در مواقع پیش خواهد آمد که حرکات غیرقابل پیش بینی هم انجام بدهند.

عناوین مخفی کاری و تک تیراندازی باید توجه بسیار خاصی به بخش صداگذاری کنند و این نکته ایست که در S:GW 2 رعایت شده است. این بار صدای تمامی اسلحه از روی مدل های واقعی ظبط شده است و فرق صدای یک مسلسل با M4 کاملا مشخص است. صداگذاری شخصیت ها هم با این که چیز زیادی از آن گفته نشده ولی از آن حالت آماتور گونه قسمت قبلی هم فاصله گرفته است و این بار از افرادی که حداقل واقعا نام صداپیشه را یدک می کشند استفاده شده است. از موسیقی های بازی هم کم و بیش شنیده ایم و این موسیقی ها با توجه به موقعیت بازیباز تغییر پیدا خواهد کرد. به گونه ای که در هنگام اکشن بالا سرعت ریتم موسیقی باعث بالا رفتن آدرنالین خون بازیباز خواهد شد همچننین سعی شده ت از موسیقی ها هر قوم و محیط برای آن منطقه استفاده شود. به عنوان مثال در تبت با موسیقی هایی بیشتر از تم آسیای شر قی را خواهیم شنید.

در آخر باید گفت اگر بخواهیم نگاهی کلی به نمایش هایی که تاکنون از Sniper: Ghost Warrior 2 به نمایش در آمده است داشته باشیم. با عنوانی روبرو خواهیم شد که از هر جهت یک پیشرفت به حساب می آید. City Interactive انصافا زحمت بسیاری برای قسمت دوم کشیده است و این را می توان از تغییر موتور بازی به CryENGINE 3 و دیگر موارد فهمید. با این اوصاف هر طرز تفکر ناامید کننده ای که برای قسمت دوم با تجربه قسمت اول در ذهنتان به وجود آمده است را دور بریزید. زیرا  S:GW 2 قرار است تا لذت یک تک تیرانداز را به روح و جان شما منتقل کند.

 

برداشت از رایان گیم

تریلر بازی Resident Evil Revelations

یک تریلر جذاب از بازی ترسناک و ماجرایی Resident Evil محصول شرکت کپکام::

دانلود تریلر Resident Evil Revelations

بررسی بازی God Of War Ascension

بدون شک، سری God of War یکی از بزرگ ترین و محبوب ترین مجموعه های Sony است. نسخه اول این بازی توسط دیوید جفی (David Jaffe) در سال ۲۰۰۵ برای کنسول PS2 عرضه شد و به موفقیت های فراوانی دست یافت. قسمت دوم، در واپسین سال های نسل ششم یعنی ۲۰۰۷ عرضه شد و با استقبال گرم منتقدین و مخاطبان روبرو شد. استودیوی Santa Monica یک داستان حماسی را آغاز کرد که با قسمت سوم در سال ۲۰۱۰ به پایان رسید. مسلماً GoWIII یکی از بهترین بازی های کنسول PS3 و چه بسا نسل هفتم است. موفقیت های سه گانه GoW و البته پتانسیل داستانی بالای بازی، کمپانی Sony را بر آن داشت تا دست به ساخت چند Spin-off بزند. Chains of Olympus در سال ۲۰۰۸ و Ghost of Sparta در سال ۲۰۱۰ برای کنسول PSP عرضه و با استقبال خیره کننده منتقدین مواجه شدند. Ascension سومین عنوان جانبی این مجموعه است که به نوعی می توان ریشه اصلی تمام وقایع بازی را در آن جست و جو کرد.

داستان

وقایع Ascension حدود ۱۰ سال پیش از نسخه اول است. زمانی که کریتوس (Kratos) به خاطر سرپیچی و عهد شکنی از اریز (Ares) توسط موجوداتی افسانه ای که به Furies مشهور بودند، به زنجیر کشیده شده است. Furiesها حافظان عهد و پیمان خدایان هستند و وظیفه شان مجازات اشخاصی است که از قسم خود سر باز می زنند. شروع بازی، زمانی است که مگائرا (Megaera) یکی از Furyها در حال شکنجه کریتوس است، اما ناگهان زنجیرها پاره می شوند و او با مگائرا درگیر می شود. پس از آن، بازی به ۳ هفته قبل برمی گردد. وقتی کریتوس محو در توهم همسر و کودکش در روستای kirra است، شخصی به نام اورکوس (Orkos) ظاهر شده و به او می گوید که توهماتش، همگی توسط Furyها ایجاد می شوند. اورکوس کریتوس را به یافتن پیشگوی Delphi ترغیب می کند تا بتواند حقیقت را دریابد. اما از آنجا که اریز نمی خواهد این اتفاق رخ دهد، Furyها را مأمور به اسارت و مجازات کریتوس می کند.

وعده هایی که Santa Monica درباره داستانی متفاوت نسبت به نسخه های دیگر GoW داده بود، حقیقی بوده و سازندگان تلاش کردند تا شکل و شمایلی متفاوت به نحوه روایت داستان بدهند. شخصیت کریتوس نیز نسبت به نسخه سوم به کلی دگرگون شده و این بار وجهه انسانی تری را از او می بینیم. بسیاری از سوالات و ابهاماتی که در داستان به وجود آمده بود، در این نسخه پاسخ داده شدند. اینکه چرا کریتوس توسط خدای جنگ انتخاب شد و چرا اریز او را مجبور به کشتن همسر و فرزندش کرد. با این حال، کمبود پیچیدگی در داستان، تنها نقطه ضعف آن است. با اینکه نویسندگان از شیوه روایی دو داستان موازی در گذشته و حال استفاده کرده اند، اما نمی توان آن را شوک برانگیز دانست و شاید تنها قسمت های جدید داستان مربوط به اورکوس باشد. به هر حال از نظر داستانی Ascension یک عنوان غنی است و به خوبی مخاطب را جذب می کند.

گرافیک

نمی توان از Santa Monica در زمینه فنی چیزی جز شاهکار انتظار داشت. در یک کلام، گرافیک بازی فوق العاده است. Ascension با همان موتور گرافیکی GoWIII ساخته شده و سازندگان با تغییراتی کوچک، پیشرفت های زیادی را در آن ایجاد کرده اند که مهم ترین آن ها در طراحی هنری است که به نسخه اول نزدیک شده است. با جایگزین شدن پالت های روشن بجای پالت های تیره که در GoWIII شاهد بودیم، فضای روشن تر با کنتراست رنگ بالاتری را شاهد هستیم. تغییرات گرافیکی فقط به بخش هنری ختم نمی شود. مدل کریتوس چندین برابر از نظر جزئیات بهتر شده و اینبار می توان حتی اثر زخم های شکنجه را نیز بر پشت بدنش دید.

بافت ها در بهترین حالت ممکن قرار دارند. انیمیشن ها و افکت ها واقعاً فوق العاده هستند و هنوز هم خون در بازی بسیار زیبا و طبیعی کار شده و با هر ضربه، روی بدن کریتوس و یا زمین پاشیده می شود. زمانی که کریتوس در حال مبارزه یا استفاده از قدرت هایش است، حالت چهره اش به کلی دگرگون می شود و آثار خشم در صورتش نمایان می شود. دقت سازندگان در چنین مسائلی، علاوه بر آنکه حس خشونت را بهتر منتقل می کند، تحسین مخاطب را در رعایت ریزترین جزئیات نیز برمی انگیزد. دشمنان و مردم عادی نیز از کیفیت بالاتری نسبت به GoWIII بهره می برند و جلوه های ویژه Blades of Chaos خیره کننده تر از گذشته به نظر می رسند.

موسیقی/صداگذاری

بر خلاف نسخه های پیشین که موسیقی های بازی توسط جرارد مارینو (Gerard K. Marino) و کریس ولاسکو (Cris Velasco) ساخته می شدند، اینبار تایلر بیتس (Tyler Bates) وظیفه آهنگسازی Ascension را بر عهده گرفته است. او که پیش از این در چند فیلم سینمایی مانند ۳۰۰ و Watchmen و بازی هایی چون Rise of the Argonauts و Transformers: Fall of Cybertron تجربه آهنگسازی داشته، توانسته به خوبی از عهده کارش برآید و نتیجه قطعاتی با تم حماسی است که در نسخه های پیشین نیز شنیده بودیم. در بخش صداگذاری نیز بازی مشکلی ندارد. طبق معمول، صداپیشه کریتوس تی سی کارسون (T.C Carson) است. علاوه بر آن، دو صداپیشه مطرح نیز به بازی اضافه شده اند. تروی بیکر (Troy Baker) که پیش از این بجای شخصیت هایی چون جیک مولر (Jake Muler) در Resident Evil 6، ریو هایابوسا (Ryu Hayabusa) در Ninja Gaiden 3 صحبت کرده، در نقش اورکوس و جنیفر هیل (Jennifer Hale) در نقش آلکتو (Alecto)، ملکه Furyها ایفای نقش می کنند. همه این ها دلیلی بر این ادعا است که تیم صداپیشگی Ascension همانند نسخه های دیگر موفق عمل کرده اند.

گیم پلی

هسته اصلی گیم پلی Ascension همان چیزی است که در تمام نسخه های پیشین GoW بوده، اما تغییراتی که در روند آن داده شده، تجربه ای متفاوت از GoWIII را به ارمغان آورده است. سازندگان تلاش کرده اند تا گیم پلی را به نسخه اول نزدیک تر کنند. بنابراین نخستین چیزی که در روند بازی خودنمایی می کند، معماهای پیچیده آن است. بر خلاف نسخه اول و دوم، GoWIII فاقد این المان چالش برانگیز بود، اما در Ascension با معماهای متعددی روبرو می شویم که هر چند روند بازی را کند می کنند، اما تا حد زیادی به اصالت گیم پلی وفادار می مانند.

Ascension همچنان یک اکشن خونین و هیجان انگیز است که مملو از صحنه های سینمایی و پر زد و خورد است که نظیرش را فقط در نسخه های دیگر God of War می توان یافت. با وجود ثابت بودن هسته گیم پلی، نمی توان Ascension را صرفاً یک تکرار دیگر از فرمول موفق این سری دانست. به طور کلی روند گیم پلی بر پایه مبارزه، پلتفرمینگ و حل معما است. در بخش مبارزه ها، بازی تغییراتی داشته که اصلی ترین آن، اضافه شدن مبارزه تن به تن است. در این حالت، کریتوس با دشمن خود وارد یک نبرد تن به تن می شود که دو تکنیک ضربه و جاخالی را به همراه دارد. ضربه زدن با مشت و لگد، یکی دیگر از موارد اضافه شده است که البته چندان کارآمد نیست. بخش های مهمی از مبارزه ها هم از طریق QTE دنبال می شوند.

با اینکه امروزه در بسیاری از بازی ها مکانیزم QTE وجود دارد و این سیستم دیگر جذابیت سابق را ندارد، اما اعتراف می کنم که GoW هنوز هم در این زمینه بی رقیب است. یکی از نکات منفی ای که در اکثر عناوین Prequel دیده می شود، قوی تر و کارآمدتر بودن شخصیت بازی در گذشته نسبت به آینده است! مثلاً توانایی های لارا کرافت (Lara Croft) جوانی که در Tomb Raider اخیر تجربه کرده بودیم، به مراتب بیشتر از لارای با تجربه ای بود که در آینده تبدیل به یک مقبره پیما شده است! خوشبختانه این ضعف در Ascension دیده نمی شود و سازندگان توانایی ها و قدرت های کریتوس را طوری تنظیم کرده اند که او را نسبت به آینده کم قابلیت تر نشان می دهند. برای اولین بار در این سری، بخش چندنفره به بازی اضافه شده است.

بیش از ۸ نفر در هر نقشه می توانند حضور داشته باشند. بازیکنان به تیم های چندنفره و یا تک نفره تقسیم می شوند و هدف، تصاحب نقشه و گرفتن جایزه از سوی خدایان است. بازیکنان می توانند شخصیت هایی چون کریتوس، زئوس (Zeus) و یا پوسایدون (Poseidon) را انتخاب کنند. هر کدام از آن ها ویژگی ها و سبک مبارزه خاص خود را دارند. با افزایش امتیاز و کسب XP می توانید سلاح و یا زرهتان را ارتقاء داده و یا قابلیت های جدیدی را آزاد کنید. به طور کلی، ۴ مد Team Favor of the Gods ،Trial of the Gods ،Match of Champions و Capture the Flag در بخش چندنفره وجود دارند که باعث تنوع خوبی در این بخش شده اند. هر چند مشکلاتی مانند باگ های ناگهانی در آن وجود دارد، اما با توجه به اینکه اکثر بازی های اکشن-ماجرایی فاقد بخش چندنفره هستند، این ایرادها قابل چشم پوشی هستند و در مجموع Ascension چه در بخش تک نفره و چه در قسمت چندنفره عنوانی سرگرم کننده است.

نتیجه گیری

God of War: Ascension حقیقتاً پیشنهادی است که نمی توان آن را رد کرد. بزرگ ترین مسئله ای که این بازی پیش روی خود داشت، مقایسه اش با GoWIII بود که امری اجتناب ناپذیر است. این سنتی است که همواره در دنیای ادبیات، سینما و بازی های کامپیوتری وجود دارد. با این حال، Ascension یک اکشن ناب و یک ماجراجویی فوق العاده است که به خوبی مخاطب را با بخشی دیگر از داستان کریتوس همراه می کند.

برداشت از پردیس گیم

دانلود تریلر بازی Injustice

بازی مبارزه ای Injustice با نمایش این تریلر هر کسی را مجذوب خود میکند.این بازی قرار است در۱۹ آپریل ۲۰۱۳ منتشر شود

Injustice_Doomsday_It.lo

تصاویری از بازی ایرانی “شکار شیطان”

“شکار شیطان” (که احتمال تغییر نام آن وجود دارد) یک بازی در ژانر علمی-تخیلی/ترسناک است که برای اولین بار در این سطح در ایران در حال ساخت است. مراحل و مقدمات ساخت بازی از سال ۸۹ آغاز شده و تا کنون با چراغ خاموش پیش رفته که باید در همین جا نهایت سپاس را از همه اعضای تیم (بخش فنی، هنری، طراحی بازی، نویسندگان و همه و همه) داشت.

برداشت از پردیس گیم

بررسی بازی جدید Star Craft 2

بدون شک، یکی از موفق ترین شرکت های بازیسازی Blizzard Entertainment است که با ۳ عنوان محبوب WarCraft ،StarCraft و Diablo جایگاه ویژه ای در بین هواداران بازی های استراتژی-نقش آفرینی دارد. StarCraft نخستین بار در سال ۱۹۹۸ ساخته و به یکی از بهترین و محبوب ترین بازی های استراتژی تبدیل شد. ۱۲ سال بعد، Blizzard قسمت دوم آن را با عنوان (Wings of Liberty) عرضه کرد که باز هم با یک استقبال خیره کننده روبرو شد. اما این بازی تنها بخش اول یک سه گانه بزرگ بود و Blizzard برنامه های گسترده ای برای آن داشت. بخش دوم با عنوان Heart of the Swarm کمتر از ۳ روز دیگر عرضه می شود و بر خلاف WoL اینبار با Zergها همراه می  شویم.

داستان HotS درست بعد از WoL جریان دارد. کریگان (Kerrigan) رفته و Zergها به دلیل نبود Queen of Blades دچار آشفتگی شده اند. فرمانده جیم رینور (Jim Raynor) که در پایان قسمت قبل با کمک قطعه باستانی Xel’Naga توانست Zergها را شکست داده و کریگان را به شکل انسان برگرداند، در تلاش است تا بتواند قدرت این قطعه را مهار کند و همچنین سارا کریگان (Sarah Kerrigan) را دوباره به حالت قبل برگرداند. اما عطش انتقام در کریگان فروکش نکرده و او قصد دارد تا با بازگشت به حالت اولیه اش انتقام خود را از آرکتوروس منگز (Arcturus Mengsk) بگیرد.

از طرف دیگر، منگز یک تیم از واحد Ghost را برای دستگیری کریگان می فرستد و رینور نیز در تلاش برای محافظت از کریگان است. به نظر می رسد که Blizzard بعد از تجربه موفقی که در قسمت پیشین در زمینه ارائه یک داستان حماسی-سینمایی داشته، می خواهد بار احساسی و تراژدیک آن را چند برابر کند. تقابل رینور، کریگان و منگز می تواند قسمت های حساس داستان را ایجاد کند و سازندگان نیز مسلماً از این پتانسیل نهایت استفاده را خواهند برد. همان طور که پیش تر اشاره کردم، در بازی کنترل نژاد Zergها را بر عهده داریم. شخصیت اصلی در HotS کریگان است.

او در بیشتر قسمت های بازی حضور دارد و از قابلیت های متعددی برخوردار است که در بخشی به نام Battle Focus وجود دارند و با افزایش مهارت، آزاد می شوند. نژاد Zergها دارای ویژگی هایی هستند که آن ها را از دو نژاد دیگر در این سری متمایز می کند. مهم ترین ویژگی Zergها تعدد نفرات در حین مبارزه است. با اینکه شاید آن ها از نظر توانایی ضعیف باشند، اما تعداد بالا و توانایی در تولید مثل سریعشان می تواند برتری نسبی ایجاد کند. علاوه بر آن، با هر گونه محیطی سازگاری دارند و می توانند در شرایط سخت سیاره سرد Kaldir به راحتی زندگی کنند. با اینکه قالب کلی گیم پلی همانند نسخه پیشین، بر مبنای ساخت و ساز، تولید نیرو و حمله به اهداف است، اما همین ویژگی های منحصر به فرد Zergها شمایلی جدید به بازی می بخشد.

قسمتی که همواره Blizzard در آن حرف اول را می زند، بخش آنلاین بازی است که در HotS تغییراتی در آن صورت گرفته است. مانند اضافه شدن دو واحد Shredder و Warhound به نژاد Terran، حذف واحد Overseer، افزودن دو واحد به نام های Viper و Swarm Host در نژاد Zergها و… همچنین سازندگان فیزیک جدیدی برای طبیعی تر شدن بازی طراحی کرده اند و در بخش گرافیکی نیز جزئیات بیشتری به شخصیت ها و محیط داده اند. نقشه های گسترده ای نیز برای بازی طراحی شده اند. از سرزمین های یخبندان گرفته تا جنگل های پوشیده از درخت که می تواند تنوع خوبی به بازی بدهد. با توجه به اینکه اسکلت کلی بخش تک نفره شبیه به نسخه پیشین است، مشخص است که سازندگان تمرکز بیشتری روی این بخش کرده اند. Blizzard درباره این بخش می گوید: “هدف ما طراحی واحدها و نقشه های بهتر است که به مخاطبان تجربه یک بازی سرگرم کننده را می دهد.” آن ها عقیده دارند که تمام نیازهای یک بازی استراتژی را در HotS گنجانده اند.

 

برداشت از پردیس گیم

بررسی بازی Tomb Raider

از ابتدای شکل گیری صنعت بازیسازی تا کنون، تقریباً هر چه بر تعداد قهرمانان مرد در بازی ها افزوده شده، حضور شخصیت های زن در آن ها کمرنگ بوده، زیرا این تفکر همواره وجود داشته که زن ها به خاطر احساسات قوی و بیش از حد عاطفی، پتانسیل لازم برای تبدیل شدن به یک ابرقهرمان قدرتمند را ندارند. این روند تا قبل از سال ۱۹۶۰ میلادی همچنان پابرجا بود. اما با عرضه عنوان Tomb Raider و جهانی شدن آن، معادلات به هم ریخت و برای اولین بار شاهد درخشش یک زن بودیم. لارا کرافت (Lara Croft) شخصیتی بود که جای خالی اش به شدت در میان قهرمانان بزرگ این صنعت احساس می شد و Eidos با خلق چنین عنوان و شخصیتی خود را جاودانه کرد.

او دختری است که به هیچ وجه اسیر و گرفتار احساسات زنانه اش نبوده و هیچ وقت اشک هایش مشاهده نشده یا حتی ترس در وجودش جایی نداشته است. لارا همواره یک زن مستقل و قوی بوده و هیچگاه در تصمیم گیری دچار تزلزل نشده است. او ماجراهای فوق العاده خطرناکی را پشت سر گذاشته و اکنون پس از غیبتی نسبتاً طولانی، در سال ۲۰۱۳ بازگشته، اما بسیار متفاوت تر از آن چیزی که از او انتظار می رود. ایده بازسازی عناوین بزرگ، بسیار جالب توجه و مثبت به نظر می آید، زیرا چندی پیش Ninja Theory با DmC ثابت کرد که چطور می توان به یک IP بزرگ جان تازه ای بخشید و تجربه ای متفاوت در یک مجموعه را رقم زد.

Tomb Raider هیچ شماره یا عنوانی ندارد و یک بازسازی محسوب می شود که پیش از این نمایش های خیره کننده ای داشته و محکوم به موفقیت است. لارا کرافتی که Crystal Dynamics آن را خلق کرده، بسیار شکننده و آسیب پذیر است. به محض اینکه سختی مشکلات بر او چیره می شود، احساس ضعف و ناتوانی می کند و اشک می ریزد. گاهی اشتباه می کند و به قدم هایی که برمی دارد، اطمینان کامل ندارد. به دوستان و اطرافیانش وابسته است و هیچگونه سابقه و تجربه ماجراجویی ندارد. به کشتن دشمنانش علاقه ای ندارد و معمولاً سعی می کند با خواهش و تمنا از کشتن آن ها پرهیز کند. آیا Crystal Dynamics توانسته Tomb Raider و قهرمان محبوبش را در حد و اندازه های نام آن بازسازی کند یا خیر؟

داستان

داستان و نحوه روایت آن یکی از ارکان بازی های ماجرایی است. قبل از هر نکته ای، باید اشاره کرد که داستان Tomb Raider توسط خانم ریانا پرچت (Rhianna Pratchett) نویسنده سناریوی جذاب Heavenly Sword به رشته تحریر درآمده است. لارا کرافت، دختر زیبای ۲۱ ساله، مدتی است که تحصیل در کالج را تمام کرده و سودای ماجراجویی در سر دارد. او به این فکر می کند که از اوقات فراغت خود نهایت استفاده را ببرد. به همین دلیل به همراه خدمه کشتی Endurance راهی سفری پرمخاطره به مثلث اژدها واقع در جنوب ژاپن می شود. همه چیز تا قبل از رسیدن به مختصات تقریبی آنجا خوب و آرام پیش می رود، اما دقیقاً در زمان استراحت لارا، کشتی دچار سانحه شده و در اثر طوفانی سهمگین، از وسط نصف می شود.

در واقع، آن ها به درخواست لارا برای کشف اسرار و رموز این سرزمین پا به آقیانوس می گذارند. در اولین خطر به وجود آمده، او تا مرز خفگی و غرق شدن، پیش می رود، اما در نهایت نجات پیدا کرده و بیرون می آید. سپس سعی می کند تا خود را به آن سوی کشتی و دیگر همراهانش برساند، اما متأسفانه در این امر موفق نبوده و در آخرین لحظه سقوط می کند و به درون دریا می افتد. مدتی می گذرد و لارا با خوش سانسی در ساحل، بین لاشه های Endurance به هوش می آید. او از دوستانش جدا افتاده و سعی می کند تا موقعیت خود را به آن ها بفهماند، اما ناگهان ضربه ای به سرش خورده و بی هوش می شود.

پس از مدتی، لارا خود را معلق و در بند آویزان شده می بیند. او باید اول به نجات خود فکر کند تا بتواند راهی برای رسیدن به سایر گمشدگان پیدا کند یا حتی در صورت نیاز جان آن ها را نجات دهد. لارا بارها سعی می کند تا از جزیره خارج شود. حتی در این راه دوستانی چون راث (Roth)‌ را از دست می دهد، اما در این امر موفق نبوده و همواره شکست می خورد. او نمی خواهد تنها و بدون بازماندگان جزیره را ترک کند. این جزیره و ساکنانش بی شباهت به دنیای Far Cry 3 و اتفاقات آن نیستند. اشخاص وحشی و خطرناکی در آن وجود دارند که مهمترین دشمنان لارا در بازی هستند.

لارای جوان، آن باستان شناس همیشگی نیست و حتی بارها در صحبت هایش عنوان می کند که علاقه ای به مقبره ها ندارد و پیش از این هم آزارش به هیچ موجودی نرسیده است. بسیار کنجکاو و ماجراجو است، اما وحشت و ناامیدی در چشمانش موج می زنند. او همواره با خود تکرار می کند: “من می توانم.” داستان بازی به دلیل ویژگی ها و خلق و خوی شخصیتی لارا بسیار متفاوت تر از نسخه های قبل دنبال می شود. نویسنده هیچ گونه ترحمی نسبت به قهرمانشان نکرده و سناریویی پر از اتفاقات خطرناک و طاقت فرسا را برای او نوشته است. طبیعتاً چنین داستانی برای این شخصیت بسیار مناسب است و به یکی از نقاط مثبت بازی تبدیل شده است. به طور کلی، داستان در Tomb Raider با پیش زمینه ای کافی و مناسب شروع می شود و با ریتم مناسبی انگیزه را برای پیشروی ایجاد می کند.

گرافیک

به دلیل اینکه در سال ۲۰۱۳ و انتهای نسل به سر می بریم، انتظارها از گرافیک بازی ها بسیار بالاست. این بدان معناست که هر بازی ای که منتشر می شود، باید ویژگی ها و زیبای های خاص خود را در این زمینه داشته باشد تا عنوانی شکست خورده لقب نگیرد. خوشبختانه در همین ابتدا باید اعتراف کنم که Tomb Raider هم از نظر تکنیکی و هم هنری حرف های زیادی برای گفتن دارد و از نمایش های گذشته اش چیزی فراتر است. موتور Crystal Engine نشان داد که برای چنین عنوانی بسیار مناسب است. گرافیک بازی عملکردی تکان دهنده دارد. هنر سازندگان در این زمینه کاری کرده تا محیط های محدود و نسبتاً بسته بازی احساس گردش در یک بازی Open-World را به مخاطب القاء کنند.

بخش اعظمی از بازی در محیط های جنگلی دنبال می شود. البته Tomb Raider به هیچ وجه Far Cry 3 نیست و سرزندگی آن را ندارد، اما جزئیات بسیار بالا و بافت های باکیفیت در کنار نورپردازی پویا و افکت های آب و باران، به راستی که آن را لایق ستایش کرده اند. طراحی لوکیشن ها و تنوع آن ها یکی از بخش های مثبت بازی است. مناطق برفی، یک کپی برابر اصل از Uncharted 2 هستند و در گاهی اوقات احساس می کنید که در یک Uncharted با گرافیک پایین قرار دارید! طراحی و مدلسازی شخصیت ها و حیوانات بسیار خوب است. البته عملکرد سازندگان در این بخش کمی متناقض است، زیرا طراحی دشمنان و سایر شخصیت های جانبی به اندازه خود لارا پرجزئیات و طبیعی صورت نگرفته است.

شاید برای قهرمانی همچون لارا هم کم کاری شده باشد، زیرا برای اعضای بدن او، به ویژه موهایش آن طور که باید و شاید وقت گذاشته نشده و با آنکه پیش از این ایرادهای بسیاری به آن گرفته شده بود، Crystal Dynamics اقدامی برای بازسازی آن نکرده است. تنوع مدل دشمنان محدود به چند شکل و شمایل متفاوت می شود که بقیه همه از روی آن ها کپی شده اند، طوریکه احساس می کنید بسیاری از دشمنانی که قبلاً توسط شما کشته شده اند، دوباره سد راهتان می شوند! البته این امر در اکثر بازی ها وجود دارد، اما انتظار می رفت که برای عنوانی در این سطح و اندازه از تنوع بیشتری برای مدلسازی دشمنان استفاده شود.

در طراحی اعضای بدن برخی شخصیت های جانبی، از چندضلعی های (Polygon) کمی استفاده شده که باعث دور شدن آن ها از شکل واقعی خود شده است. این مشکل در دیگر عنوان ناشر، یعنی Hitman: Absolution هم دیده می شد. همخوانی لب ها با دیالوگ ها نیز خوب است، اما در برخی صحنه ها کمی ناهماهنگی دیده می شود که جای تعجب دارد. سازندگان در نورپردازی و سایه زنی بسیار وسواس به خرج داده اند که بسیار به نفع بازی تمام شده است. به عنوان مثال، وقتی در حال گردش در جنگل های پوشیده از گیاهان هستید، اصلاً نور خورشید و جلوه هایش را مشاهده نخواهید کرد یا تأثیر نور آتش در محیط های تاریک بسیار طبیعی است و روشنایی اندکی دارد.

هر جا که کمی نور باشد، اجسام و افراد دارای سایه هستند. این امر بسیار زیبا و طبیعی کار شده است و هیچگونه لبه یا پارگی در سایه ها دیده نمی شود. انیمیشن ها و میان پرده های از پیش پردازش شده، بد نیستند و به دلیل اینکه کمی خشک و مصنوعی جلوه می کنند، واژه “مناسب” برای آن ها کافی است، زیرا اقدامی برای بهبودی آن ها صورت نگرفته و همان هایی هستند که در سال های گذشته به نمایش درآمده بودند! از همه موارد که بگذریم، باید هوش مصنوعی عالی و کاربردی بازی را ستود که همواره بازیکنان را به چالش می کشد. عملکرد هوش مصنوعی به بالا رفتن سرعت اکشن بازی کمک زیادی کرده است.

رفتار و اقدامات دشمنان اصلاً قابل پیش بینی نیست. به راحتی حضور لارا را در محیط احساس کرده و به شکل های مختلف به او حمله ور می شوند. در صورتی که کمترین خطری را احساس کنند، به سرعت پناه می گیرند. اگر هوش مصنوعی حیوانات Assassin’s Creed III را ندیده باشید، رفتار غریزی حیوانات Tomb Raider بسیار طبیعی به نظر می رسد! فیزیک بازی تخریب پذیری خوبی دارد و نمی توان به پناهگاه ها اطمینان کرد. بازی با ۳۰ فریم بر ثانیه اجرا می شود و افت و خیز چندانی ندارد. همچنین برخی باگ های ریز مانند فرو رفتن اعضای بدن لارا در برخی اجسام دیده می شود که دیدن آن ها دقت بسیاری می خواهد. با در نظر گرفتن مولتی پلتفرم بودن Tomb Raider با یک عنوان خوش ساخت گرافیکی طرف هستیم که تأثیر بسزایی بر زیبای های دنیای این بازی گذاشته است.

موسیقی/صداگذاری

صداگذاری در این بازی کمک زیادی به واقعی تر شدن گیم پلی کرده است. پیش از این، صداپیشگی لارا بر عهده کیلی هاوس (Keeley Hawes) بوده که صدای قوی و مقتدارانه او احساس صلابت یک زن قهرمان را به خوبی انتقال می داد، اما از آنجایی که لارا در این نسخه به کلی زیر و رو شده، نیاز بود تا صداپیشه او نیز تغییر کند. به همین دلیل از خانم کامیلا لودینگتون (Camilla Luddington) بازیگر بریتانیایی ۲۹ ساله، برای این کار استفاده شد. نتیجه این تغییرات، صدایی به مراتب جوان تر و شکننده تر شد که احساس هراس و ناامیدی را به خوبی القا می کند. برای صدا گذاری بخشی از دشمنان از زبان روسی یا حتی ژاپنی استفاده شده که لهجه خاص آن ها به خوبی مشخص است.

سایر افکت های صوتی نظیر صدای آب در آبشارها و رودخانه ها بسیار طبیعی هستند و صدای پرندگان و حیوانات در جنگل شنیده می شود. برای اسلحه ها از افکت های خاصی استفاده شده و حتی کمان مخصوص لارا صدای مخصوص به خودش را دارد. جیسون گریوز (Jason Graves) پس از موفقیتی که در آهنگسازی سه گانه Dead Space بدست آورد، تصمیم به تغییر فضا گرفت و Tomb Raider را به عنوان کار بعدی خود انتخاب کرد. این آهنگساز جوان و خلاق، علاوه بر استفاده از سازهای رایج موسیقی، با کمک یک تیم فنی دست به ساخت ادوات جدیدی زد و توسط آن ها صداهای جالبی را برای صحنه های پرتنش خلق کرد. موسیقی در Tomb Raider دو فصل متفاوت دارد.

یکی زمانی است که موزیک پخش می شود و دیگری هنگامی است که موزیک پخش نمی شود یا اینکه کمتر به گوش می رسد. فصل دوم بخش عمده بازی را تشکیل می دهد، یعنی در بسیاری از لحظه ها، تنها سایر افکت های صوتی مانند صدا و ناله های لارا یا صدای باد و باران و شلیک اسلحه ها به گوش می رسند. قطعات تنوع بالایی دارند و کمک زیادی به مهیج کردن گیم پلی می کنند. هر وقت صدای موزیک هیجان انگیز بازی را شنیدید، مطمئن باشید که اتفاقی در راه است! در درون مقبره ها و راهروهای تاریک قطعاتی با تم محلی و کلاسیک بومیان قدیمی جزیره به گوش می رسند که بسیار گوشنواز هستند و حالتی رمز آلود دارند. پس می توان خلاصه کرد که قطعات موزیک ساخته شده در این بازی کاملاً در خدمت گیم پلی بازی هستند.

گیم پلی

باید گفت که بار اصلی در Tomb Raider را گیم پلی به دوش کشیده و دوستداران قدیمی این مجموعه بیش از هر چیزی نگران بودند که لطمه ای به آن وارد شود، اما خوشبختانه نتیجه کار، عنوانی شد که به مراتب مهیج تر و سرگرم کننده تر از بازی های قبلی است. باید اعتراف کنم که بیش از هر چیز، شباهت های غیر قابل انکار این بازی با شاهکار Naughty Dog ملموس است. در بسیاری از صحنه ها یاد و خاطره Uncahrted 3 در این بازی تداعی می شود، اما این الهام گیری ها با ظرافت خاصی پیاده سازی شده اند. Tomb Raider‌ همچنان یک بازی اکشن ماجرایی با المان های نقش آفرینی است.

تغییرات خلق و خویی و شخصیتی لارا باعث شده تا فصل جدیدی از ماجراجویی را در این مجموعه شاهد باشیم. Tomb Raider همان عنوانی است که در سال های گذشته E3‌ را از آن خود کرده بود. همه چیز در یک جمله عالی است. از چتربازی هیجان انگیز گرفته تا حل معماها و یا حتی درگیری های مستقیم و نفس گیر. همانند بسیاری از عناوین روز، مقداری مخفی-کاری نیز چاشنی بازی شده است. Tomb Raider شروعی طوفانی دارد و تا آخرین سکانس همین روند ادامه پیدا می کند و هیچگاه افت نمی کند. مراحل، ساختاری خطی دارند، اما این امر اصلاً لطمه ای به بازی وارد نکرده و هنر سازندگان در طراحی جزیره باعث شده تا احساس انجام یک بازی Open-World به بازیکن دست بدهد.

به طور کلی، گیم پلی این بازی تمرکز ویژه ای روی مقوله “تلاش برای بقا” دارد و بخش عمده ای از آن شامل حل معماها می شود که بسیار متنوع و سرگرم کننده طراحی شده اند، اما اکثر آن ها سطحی و آسان هستند. فصل دوم گیم پلی به شکار حیوانات و درگیری های تن به تن و غیر مستقیم با دشمنان مربوط می شود. البته شکار کمرنگ تر از بخش های دیگر است و بیشتر به مراحل فرعی و Mini-Gameها شباهت دارد، اما در برخی از مراحل، به خصوص اوایل بازی، تأثیر زیادی در پیشرفت بازی خواهد داشت. لارا برای مقابله با خطرات از هر دو سلاح گرم و سرد استفاده می کند و توانایی حمل یک سلاح گرم سبک و دو سلاح سنگین را در کنار کمانش دارد.

وقتی به محل استقرار دشمنان نزدیک می شوید، او به صورت خودکار نیم خیز شده و در این هنگام باید خود را به نزدیک ترین برسانید. سیستم کاورگیری حالت نامتعارفی دارد و مدتی طول می کشد تا به آن عادت کنید. راه های گوناگونی برای نابودسازی دشمنان وجود دارند. می توان بی سر و صدا از پشت به آن ها نزدیک شد و کارشان را یکسره کرد یا حتی از فاصله زیاد با کمان دشمنان را Headshot‌ کرد. همچنین می شود با تیراندازی دریایی از خون راه انداخت و دشمنان را یکی پس از دیگری نابود کرد. چنین قابلیت هایی باعث می شوند تا با یک گیم پلی تعاملی طرف باشیم. آخرین فصل از گیم پلی مربوط به پلتفرمینگ و گذشتن از موانع طبیعی است.

لارا یک انسان معمولی است، اما قابلیت هایش در طول بازی بهبود می یابند تا در نهایت به همان مهاجم مقبره معروف تبدیل شود. با استفاده از کلنگ مخصوصش از صخره ها بالا می رود یا از طناب ها برای نقل مکان استفاده می کند. یکی از المان های حذف شده از این بازی، امکان شنا کردن در آب ها است که بسیار ناراحت کننده به نظر می رسد. برخی سکانس های بازی که محدود به یک سری QTE می شوند، بسیار مهیج و جالب هستند. در بخش هایی از بازی مکان هایی به نام Base Camp وجود دارند که می توانید از آن ها برای ذخیره بازی، ارتقاء سلاح ها و قابلیت های شخصی و Fast Travel استفاده کنید.

کاملاً مشخص است که این بخش از روی بازی Dark Souls الگوبرداری شده است. در بازی سیستمی به نام Survival Instincts وجود دارد که پیش از این با نام های متفاوتی در بازی هایی همچون یا Assassin’s Creed و Hitman دیده شده اند. از این قابلیت برای مشخص کردن هدف، آیتم های مخفی و دشمنان استفاده می شود. یکی از ویژگی های مهم بازی های این نسل وجود بخش چندنفره در آن ها است که Tomb Raider هم برای اولین بار از این حالت بهره می برد. برای این قسمت، مدهای متنوعی همچون Survivors یا Scavengers در نظر گرفته شده است. خلاقیت برای به دام انداختن دشمنان حرف اول را می زند که نوع آن به خودتان بستگی دارد. لازم به ذکر است که بخش چندنفره توسط Eidos Montreal به صورت کاملاً مستقل ساخته شده است.

نتیجه گیری

از همان نمایش های ابتدایی مشخص بود که Tomb Raider حرف های زیادی برای گفتن دارد. Crystal Dynamics نشان داد که حتی در این نسل هم می توان عنوانی خلاقانه ساخت که با وجود صحنه های دراماتیک، همگان را تحت تأثیر قرار دهد. عناوینی همچون DmC و Tomb Raider ثابت کردند که بازسازی مجموعه های بزرگ، ایده بسیار خوبی است که می تواند جان تازه ای به هر سری کهنه کار ببخشد.

خرید پستی بازی

برداشت از پردیس گیم

دانلود تریلر KillZone Shadow Fall

اگر این تریلر رو ببینید مسلما عاشق بازی خواهید شد اما به عقیده من گیم تستر که بازی رو توی تریلر پیش میبره خیلی خوب کار نمیکنه

killzone shadow fall